شاعر:رحمان زارع
گفته بودي ما چرا دلواپسيم؟ / از كدامين ماجرا دلواپسيم؟
گاهي از آن نامه هاي بي سلام / گاهي از خواب شما دلواپسيم
گاهي از تكرار تلخ جام زهر / گه ز دود فتنه ها دلواپسيم
گاهي از اين خاطرات ناگهان / گه ز زنگ نا به جا دلواپسيم
بي تعارف از كليدي كه كند / در به روي خصم ، وا ، دلواپسيم
ازقدمهايي صميمي مانه تر / در زمين كدخدا دلواپسيم
از گدايان غنيمت روز فتح / فاتحان بي فتا دلواپسيم
بدرها را با احدها تا زدن / برد را با باخت ها دلواپسيم
ما ز حيلت هاي مرد با ادب / دام ظله او با ما دلواپسيم
زاعتماد بيشتر از حد خوش از / خوش لقا بر اشقيا دلواپسيم
تركمانچايش اگر در ياد نيست / عهد هشتاد و دو را دلواپسيم
ما كه نامحرم تر از خصميم از / فكت شيتي در خفا دلواپسيم
بي سواديم از نگاهش باز اگر / از سواد بي زكي دلواپسيم
تا دل آقاي ما دلواپس است / ما مريدان دائمآ دلواپسيم
ما براي سيّد دورانمان / چون زهير كربلا دلواپسيم
گاهي از آن نامه هاي بي سلام / گاهي از خواب شما دلواپسيم
گاهي از تكرار تلخ جام زهر / گه ز دود فتنه ها دلواپسيم
گاهي از اين خاطرات ناگهان / گه ز زنگ نا به جا دلواپسيم
بي تعارف از كليدي كه كند / در به روي خصم ، وا ، دلواپسيم
ازقدمهايي صميمي مانه تر / در زمين كدخدا دلواپسيم
از گدايان غنيمت روز فتح / فاتحان بي فتا دلواپسيم
بدرها را با احدها تا زدن / برد را با باخت ها دلواپسيم
ما ز حيلت هاي مرد با ادب / دام ظله او با ما دلواپسيم
زاعتماد بيشتر از حد خوش از / خوش لقا بر اشقيا دلواپسيم
تركمانچايش اگر در ياد نيست / عهد هشتاد و دو را دلواپسيم
ما كه نامحرم تر از خصميم از / فكت شيتي در خفا دلواپسيم
بي سواديم از نگاهش باز اگر / از سواد بي زكي دلواپسيم
تا دل آقاي ما دلواپس است / ما مريدان دائمآ دلواپسيم
ما براي سيّد دورانمان / چون زهير كربلا دلواپسيم
نظرات شما عزیزان:
...
نوشته شده در تاریخ شنبه 8 / 2 / 1398برچسب:دلواپسیم,, توسط مسعود
